جمعه ۰۵ خرداد ۱۳۹۶
berooz
۰۰:۳۲:۳۰
آخرین اخبار
یادداشت و گفتگو
کد خبر: ۹۵۷۶۴
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۳
همه آنچه ترامپ را بازی خواهند داد!
آمریکای زمان ترامپ آمریکای پرحاشیه و پرسروصدایی خواهد بود و این شاید فرصتی برای ایران است که سیاست‌های خود را در صحنه‌های منطقه‌ای و جهانی یش ببرد. ترامپ وارث بن بست های مختلفی در سیاست خارجی آمریکاست و البته او فردی بی تجربه در سیاست خارجی است و با انتخابش شکاف هایی را در آمریکا ایجاد کرده است و میلیاردر نیویورکی با مسائل مختلفی باید دست و پنجه نرم کند
پایگاه بصیرت / گروه بین الملل/روح الله صالحی
آمريكايي ها سرخورده از تغييری كه باراک اوباما ۸ سال قبل به آن وعده داده بود، همه پيش بينی های انتخاباتی را كنار زدند و به دونالد ترامپ، نامزد جنجالی و تژادپرست جمهوری خواه، رای دادند؛ كسی كه فقط ۳۳ درصد آمريكايی ها به او اعتماد دارند، ولي مردم آمریکا با رای لجوجانه به او، اعتراض خود را به  روند های جاری در ایلات متحده نشان دادند.  
سرانجام پس از ماه ها تبلیغات و جنجال های رسانه ای، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روز سه شنبه (۸ نوامبر) برگزار شد و دونالد ترامپ با ۲۷۴ رای الکترال در مقابل ۲۱۸ رای هیلاری کلینتون رقیب دموکرات خود را شکست داد و به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا راهی کاخ سفید شد. هرچند ترامپ بیشترین آرای مردمی را به خود اختصاص داده است، اما وی تا ماه دسامبر که نمایندگان الکترال کالج با آراء خود رئیس جمهور را انتخاب خواهند کرد، باید منتظر بماند. با توجه به رای اکثریت مردم، ترامپ بدون تردید پیروز نهایی خواهد بود.   
حالا ترامپ در حالي از چند هفته ديگر وارد كاخ سفيد خواهد شد كه از مجموع ۲۱ نظرسنجي همزمان كه تا شب قبل از انتخابات در سراسر آمريكا انجام شد،  فقط دو نظرسنجی پيروز شدن او را پيش بينی می كردند. همه ۱۹ نظر سنجی ديگر تا شب هشتم نوامبر، می گفتند كه هيلاری كلينتون با فاصله يک تا ۶ درصد پيروز انتخابات است. اکنون پیروزی میلیاردر نیویورکی که چندان از حمایت حزبش نیز برخوردار نبود، شوک بزرگی ایجاد کرده است، حال آن که محافل سیاسی، نظامی و رسانه ای آمریکا نیز حامی او نبودند، حتی تا جایی که نزدیک بود وی از رقابت های درون حزبی کنار گذاشته شود. روزنامه «واشنگتن پست»، چند ماه پیش در گزارشی مبنی بر اختلاف جمهوری خواهان بر سر ترامپ، نوشت که اعضای ارشد این حزب به دنبال این هستند تا ترامپ را از گردونه رقابت های درون حزبی کنار بگذارند.  

وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

بروز شکاف عمیق در جامعه آمریکا
صندوق های آراء نتیجه ای را به ثبت رساند که بسیار مهم تر و خطرناک تر از کسی است که برای چهار سال وارد کاخ سفید می شود، این خطر همان شکاف بزرگ در نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آمریکا است زیرا این انتخابات شکاف و تفاوت بزرگی را در آمریکا به نمایش گذاشت. در این میان همزمان با انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات کنگره آمریکا هم برگزار شد و نتایج آن هم به نفع جمهوری خواهان بود. جمهوری‌ خواهان توانستند اکثریت ۵۱ رای را در سنا و اکثریت ۲۱۸ رای مجلس نمایندگان آمریکا را به دست آوردند. این دومین پیروزی پیاپی برای جمهوری‌ خواهان در کنگره محسوب می ‌شود. با این وجود ترامپ برای پیشبرد برنامه ها و تصویب لوایح دولت خود با کنگره به مشکل نخواهد خورد. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در سال های اخیر با توجه به این که کنگره در دست جمهوری خواهان بود، برای تصویب لوایح خود با مشکلاتی روبرو شد. با همه این ها اما وضعیت هنوز دچار چالش های مهمی است. سخنرانی های تند ترامپ و کلینتون علیه یکدیگر و متهم کردن طرف مقابل به فساد اخلاقی و مالی بسیاری از حقایق را در جامعه آمریکا برملا کرد.
انتخابات این دوره آمریکا از لحاظ حجم تخریب های به کار رفته توسط دو نامزد مطرح علیه یکدیگر بی سابقه بود و افشاگری های انجام شده صریح تر و واضح تر از مواردی بود که در طول تمام این سال ها توسط مخالفان و دشمنان آمریکا مطرح می شود. حتی بر اساس نظرسنجی هایی که رسانه های آمریکایی از مردم به عمل آورده بودند، بیش از ۷۰ درصد مردم آمریکا دو نامزد را بدترین گزینه برای ریاست جمهوری اعلام کرده بودند و برخی کارشناسان از این دوره به عنوان غیرقابل اعتماد ترین و زشت ترین انتخابات در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا نام برده بودند. افشای فساد اخلاقی و ورود به حریم خصوصی در مقابل صدها میلیون بیننده تلویزیونی چهره زشت این دور از رقابت ها را نشان داد.

وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

به چالش کشیدن نظم حاکم بر آمریکا و شعارهایی علیه سیستم حاکم فعلی بر این کشور، جزو اصلی ترین محورهای فعالیت ترامپ در طول روزهای تبلیغات انتخاباتی بود. به باور برخی کارشناسان، اقبال مردم آمریکا به ترامپ به خاطر این بود که ترامپ مقابل حاکمیت امریکا ایستاد و مردم از این مورد استقبال کردند و به او رأی دادند. زیرا مردم امریکا به یک بیداری رسیده اند و فضای اجتماعی جدیدی در جامعه را به وجود آورده اند. ترامپ با این جمله که به محض ورود به کاخ سفید «سیفون فساد در واشینگتن را خواهد کشید» گفته بود که سیاستمداران به دلیل سازوکارهای تقلب می ‌توانند بدون مواجه شدن با پیامدهای اقداماتشان، قانون‌ شکنی کنند.
جدای از اینکه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک مسئله داخلی برای مردم این کشور است، اما این انتخابات باتوجه به اتخاذ سیاست خارجی واشینگتن در قبال منطقه خاورمیانه و ایران اهمیت خاصی دارد. ترامپ در دوران رقابت های انتخاباتی به گونه ای سخن گفته و مواضعی را در خصوص مسائل جهانی اتخاذ کرده که موجب هراس بسیاری از شخصیت های بین المللی شد و اکنون باید این پرسش را مطرح کرد که آیا اظهارات ترامپ در خصوص مسائل بین المللی، مختص همان دوره رقابت ها بوده یا آن که این مواضع در دوران ریاست جمهوری وی نیز ادامه خواهد داشت؟

موضع ترامپ درباره برجام
دونالد ترامپ که با مواضع تند و جنجالی شناخته می شود، یکی از مخالفان اصلی توافق هسته ای ایران و ۱+۵ است به همین دلیل با روی کار آمدن ترامپ بسیاری چشم انداز روشنی را برای آینده برجام متصور نیستند. ترامپ بارها گفته است که اولویت نخست کاری اش پس از پیروزی در انتخابات، لغو توافق هسته ای ایران و پاره کردن برجام خواهد بود. وی مدعی است که این توافق یک فاجعه برای آمریکا و رژیم صهیونیستی است و باید نظارت بیشتری روی اجرای آن باشد. ترامپ حتی در ماه جولای در جمع هوادارانش مدعی شد که توافق هسته‌ای با ایران مردم آمریکا را تحقیر کرده است. وی همواره مذاكره كنندگان آمريكايی را به ساده لوح بودن و فریب خوردن از مذاكره كنندگان ايرانی متهم کرده بود. ترامپ چند ماه پیش پرداخت ۴۰۰ میلیون دلار به ایرن از سوی دولت آمریکا را به باد انتقاد گرفت و مدعی شد که اوباما به ایران باج داده است.
در رسانه‌ های غربی اما همواره این مسئله مطرح بوده است که برجام توافقی چندجانبه است و فقط یک کشور نمی ‌تواند آن را به هم بزند. به هم زدن توافق با ایران از طرف آمریکا، به هم زدن توافق با روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان و تقابل با اتحادیه اروپا نیز هست. از این رو، ضربه زدن مستقیم به برجام توسط ترامپ نه تنها زمینه لغو آن را فراهم نمی ‌کند، بلکه بستر ایجاد اختلافات جدید بین اروپا و امریکا را فراهم می‌ سازد. فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هفته گذشته درباره لغو احتمالی برجام از سوی ترامپ گفت که این توافق یکجانبه نیست، بلکه توافقی بین المللی است و وی مسئول اجرای آن است.
بلافاصله پس از اعلام نتایج انتخابات آمریکا، خبرگزاری انگلیسی «رویترز» در تحلیلی پیروزی ترامپ را علیه بقا برجام و توافق اتمی واشنگتن با ایران دانست. به نوشته «رویترز»، پیروزی ترامپ تردید هایی را درباره این که آیا آمریکا از توافق اتمی با ایران که تابستان گذشته آن را امضا کرد و اینکه این کشور با فاصله گرفتن از متحدانش ایران را به طور بالقوه در ادامه امیالش رها خواهد کرد، ایجاد کرده است.
ریچارد نفیو، از مقام‌های سابق دولت اوباما و حاضر در مذاکرات اتمی که از وی به عنوان معمار تحریم‌ های ایران یاد می‌ شود در این زمینه گفت: «با توافق اتمی ایران خداحافظی کنید. احتمال کمی وجود دارد که برجام باقی بماند، زیرا شاید ترامپ تصمیمی عمدی برای پاره کردن توافق بگیرد یا این که آمریکا گامی بردارد که ایران را ترغیب به عقب گرد از برجام نماید.» زاخاری گلدمن، از مقام‌های سابق وزارت خزانه داری آمریکا اما معتقد است: «اگر ما از برجام خارج شویم، این امر بدترین وضع ممکن خواهد بود، زیرا از یک سو ایران از تعهدهای خود دست برداشته و از سویی دیگر ما نیز برای سقوط  توافق سرزنش خواهیم شد.»
به باور برخی ناظران، ترامپ یک معامله گر اقتصادی است. سیاست برای او در منافع اقتصادی تعریف می ‌شود. کسی که به دنبال منافع اقتصادی است، هیچ گاه به جنگ و بحران‌ های سیاسی که می تواند بازار را ملتهب کند، علاقه ندارد مگر آن که جنگ در راستای منافع اقتصادی تعریف شود.  
با توجه به اینکه ترامپ سابقه سیاست خارجی در کارنامه خود ندارد، به نظر می رسد در ماه های اولیه تصمیم درباره ایران را به کنگره بسپارد تا در این زمینه تصمیم گیری کنند. از انجا که کنگره در دست جمهوری خواهان است و آنها مخالف توافق با ایران هستند، احتمال افزایش فشارها به ایران وجود دارد و اگر برجام لغو نشود شاهد نظارت و سخت گیری بیشتر از جانب کنگره آمریکا خواهیم بود.

موضع ترامپ درباره بحران سوریه
هرچند دولت آمریکا در ایجاد بحران سوریه نقش مهمی داشت و با حمایت از تکفیری ها آتش جنگ در این کشور را شعله ور کرد، اما برخلاف دموکرات ها، دونالد ترامپ نظر متفاوتی در قبال بحران سوریه دارد. ترامپ بارها درباره تحولات سوریه اظهارات جالبی را مطرح کرده بود. او اخیرا در اظهارات خود تأکید کرده بود که سوریه بدون «بشار اسد» سقوط خواهد کرد. برخلاف کلینتون، ترامپ رویکرد مداخله گرایانه در سوریه ندارد و بارها اعلام کرده که نباید امریکا نیروهای خود را به سوریه اعزام کند.  
همچنین ترامپ از مداخله نظامی روسیه بر ضد داعش در سوریه استقبال و تاکید کرد که از این بابت صد درصد از ولادیمر پوتین، رئیس جمهور روسیه حمایت می کند. ترامپ در سخنانی گفته است که در صورت پیروزی، رابطه با روسیه را بهبود خواهد بخشید و پیش بینی کرده است روابط خوبی با پوتین داشته باشد. ترامپ حتی پا را از این فراتر گذاشته و با انتقاد از سیاست های خاورمیانه ای اوباما تاکید کرده است که آمریکا دیگر نمی تواند خود را ژاندارم جهان بداند. ترامپ معتقد است که ارتش روسیه، نیروهای ایرانی و نیروهای بشار اسد، اکنون با داعش در حال جنگ هستند و از بین رفتن داعش برای آمریکا و متحدان آمریکا اولویت اول است.
طبق آنچه ترامپ اعلام کرده است وی به دنبال نابودی داعش در سوریه و عراق است و بنابراین همکاری با روسیه را از سر خواهد گرفت، زیرا ادامه حیات داعش و تقویت تکفیری ها در منطقه به ضرر منافع امریکا است. بر این اساس ترامپ معتقد است، راه حل بحران سوریه صرفا سیاسی است و تنها با همکاری و تعامل با روسیه می‌توان به این راه حل دست یافت و در این راستا، آمریکایی‌ها باید از راهبرد براندازی و تغییر حکومت ‌ها و نظام‌ ها با استفاده از زور و قدرت چشم پوشی کنند. بنابراین با توجه به مواضع ترامپ در قبال بحران سوریه، وی خود را در معرض نگاه ها نسبت به تصمیم دولت جدید آمریکا در موضوع سوریه قرار داده است. آیا ترامپ می تواند تغییر محسوسی در روند بحران سوریه ایجاد کند؟ قبل از او کسانی که در سیاست خارجی تجربه زیادی داشتند از این کار ناتوان بودند و اکنون باید دید میلیاردر تازه کار که ادعای دوستی با روسیه دارد با سیاست مسکو در سوریه همراه خواهد شد یا خیر؟


وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

سیاست در قبال شیخ نشین های خلیج فارس
دونالد ترامپ روابط گسترده واشینگتن با آل سعود را به باد انتقاد گرفته است. ترامپ در کمپین های انتخاباتی خود گفته است که عربستان سعودی باید بابت حمایت‌ های بی ‌شائبه واشینگتن از آل ‌سعود، به آمریکا پول بدهد. ترامپ حتی عربستان سعودی را به دست داشتن در حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، متهم کرده بود و گفته بود که اسناد رسوا کننده ای وجود دارد که نشان می دهد سعودی ها در پشت پرده این حملات قرار داشتند. همه این اظهارات اگر عملی شود می توان ادعا کرد که روابط آمریکا با اعراب در دوره ترامپ دچار تنش های بیشتری خواهد بود.
بدیهی است دولتمردان عربی ترجیح می ‌دادند هیلاری کلینتون را در کاخ سفید ببیند، چرا که در دوره‌ ای که مدیریت دستگاه سیاست خارجی آمریکا در دست او بود، مواضع عربستان سعودی و متحدانش به آمریکا بسیار نزدیک بود، تا حدی که حتی ابتکار عمل به دست سعودی‌ ها افتاده بود و آمریکایی ها از آن پیروی می ‌کردند. سعودی ها و ترامپ نسبت به برجام نگران و بدبین هستند و همین اشتراک منافع می تواند آنها را به هم نزدیک کند. ترامپ گفته است که حاضر است از اعراب مقابل ایران حمایت کند، اما آنها باید هزینه آن را بپردازند.
عربستان و دیگر شیخ نشین های خلیج فارس در تاجر مسلکی، کم از دونالد ترامپ ندارند و همیشه از ابزار توان مالی برای پیشبرد اهداف خود بهره برده ‌اند. بنابراین ترامپ نیز به عنوان یک بیزنسمن اهل معامله است و در ازای پرداخت دلارهای نفتی از سوی اعراب می تواند از مواضع قبلی خود عدول کند. از طرفی، در سال های اخیر اتحاد و همکاری بین اعراب و رژیم صهیونیستی برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه افزایش یافته است و اعراب با استفاده از لابی صهیونیستی می توانند ترامپ را با خود همراه کنند. پس انتظار می رود روابط استراتژیک واشینگتن با شیخ نشین های خلیج فارس به همان شکل سابق اما با کمی هزینه بیشتر برای اعراب ادامه داشته باشد.   

راه پر پیچ و خم مسئله فلسطین
پس از بیداری اسلامی در منطقه، مسئله فلسطین که مهم ترین مساله جهان عرب بود از اولویت افتاد و عدم توجه به این مسئله سبب شد تا رژیم صهیونیستی در مقابل سکوت اعراب، جنگ ۵۱ روزه ای را علیه مردم بی دفاع غزه به راه اندازد و هزاران نفر را شهید و زخمی کند. برخی ناظران بر این باورند که ترامپ به دلیل نداشتن تجربه کافی، خاورمیانه را از عینک رژیم صهیونیستی خواهد دید. به نظر مي رسد آزادی عمل رژيم صهيونيستی برای پيشبرد طرح های يکجانبه خود در اراضی اشغالی بيش از گذشته خواهد بود و اين رژيم محدوديت های دولت اوباما را نخواهد داشت. با توجه به اکثریت جمهوری خواهان در کنگره که در مشت لابی صهیونیستی «آیپک» قرار دارند، می توان گفت ترامپ نیز به عنوان فردی تلقی می شود که در مشت راستگرايان صهيونيستی است و احتمال اين که به مجری تام سياست های رژيم صهيونيستی تبديل شود زياد است. احتمال اين که به قدرت رسيدن دونالد ترامپ زمينه را برای تغيير نقشه خاورميانه فراهم کند و راستگرايان صهيونيستی همانند دوران جورج بوش ابتکار عمل سياست منطقه ای امريکا را در دست بگيرند و ابرهای سياه بار ديگر بر منطقه حاکم شود، وجود دارد. همچنانکه یک روز پس از پیروزی ترامپ، رژیم صهیونیستی اعلام کرد که قصد دارد ۷۰۰۰ واحد مسکونی در کرانه باختری احداث کند. جیسون گرین‌بلت، یکی از مشاوران ارشد ترامپ مدعی شد که شاید ترامپ سفارت واشنگتن را از اراضی اشغالی به بیت المقدس انتقال ندهد، اما رئیس جمهور جدید آمریکا گمان نمی‌ کند شهرک‌سازی ‌های رژیم صهیونیستیی در کرانه باختری و دیگر مناطق اراضی اشغالی مانع رسیدن به صلح با فلسطینیان شود.

وارث بن بست ها در مواجهه با پیچیدگی

به نظر می رسد، دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، دوران مرگ یا حداقل انجماد هر اقدامی برای احیای روند آشتی میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی خواهد بود و از دولت او انتظار نمی ‌رود گامی در این راستا بردارد. از سوی دیگر، نگاه دیگری هم به رویکرد خاورمیانه ای واشینگتن وجود دارد و آن این است که آمریکا دیگر نفع چندانی برای خود در حضور در خاورمیانه نمی بیند و توجهش معطوف بخش های دیگری از جهان، به ویژه  شرق دور است. از این دیدگاه باید برای خاورمیانه ‌ای حاضر شد که آمریکا دیگر اعتنای چندانی به مداخله در تنش های آن نخواهد کرد و سیاست مهار چین به عنوان رقیب اصلی آمریکا در دستور کار قرار خواهد گرفت. البته یک دیگاه قوی وجود دارد که ترامپ علاقه ای به دردسرهای شرق دور ندارد و رئیس جدید کاخ سفید اساسا حرفی برای گفتن در این زمینه ندارد.

کلام آخر
با روی کار آمدن ترامپ به نظر می رسد، سیاست چندجانبه گرایی اوباما به یکجانبه گرایی ترامپ تبدیل خواهد شد. یک کنگره در کنترل جمهوری خواهان، راه این انتقال پارادیمی را هموارتر خواهد کرد. بحران های گسترده جهانی در سوریه، عراق، اوکراین، شبه جزیره کره، بروز تنش های فزاینده بین روسیه و غرب و رقابت جهانی با چین، اجازه نمی دهد تا جمهوری خواهان بحران جدید در جهان ایجاد کنند، زیرا بحران جدید می تواند وضعیت را بدتر از قبل کرده و منافع واشنگتن را به خطر بیندازد. باتوجه به نداشتن سابقه سیاسی ترامپ، نمی توان اظهارنظر دقیقی درباره سیاست خارجی واشنگتن در خاورمیانه داشت و باید منتظر ماند و دید که چه کسانی در راس وزارت خانه های کلیدی خارجه و دفاع آمریکا قرار می گیرند.
آمریکای زمان ترامپ آمریکای پرحاشیه و پرسروصدایی خواهد بود و این شاید فرصتی برای ایران است که سیاست‌های خود را در صحنه‌های منطقه‌ای و جهانی یش ببرد. در عین حال وقتی فردی که از مناسبات جهانی فقط با بخش تجاری آن آشناست، سکّان کاخ سفید را به دست گرفته است، خطرات غیرمنتظره ای هم می تواند بروز کند.
به رغم ادعای ترامپ درباره پاره کردن توافق هسته ای نخبگان داخلی آمریکا و متحدان اروپایی این اجازه را نخواهند داد تا نقض اساسی برجام از سوی امریکا اتفاق بیفتد، زیرا که این مسئله می تواند وجهه آمریکا در بین کشورهای اروپایی و جهان را از بین ببرد. تاریخ نشان داده است که جمهوری خواهان اهل معامله هستند و به نظر می رسد با دیپلماسی فعال از سوی وزارت خارجه کشورمان در صحنه های مختلف جهانی، می توان دولت ترامپ را به این حقیقت واقف کرد که ایران به عنوان محور ثبات در غرب آسیا است و باید سیاست های واشنگتن در قبال ایران تغییر کند. در مجموع ترامپ وارث بن بست های مختلفی در سیاست خارجی آمریکاست و البته او فردی بی تجربه در سیاست خارجی است و با انتخابش شکاف هایی را در آمریکا ایجاد کرده است و میلیاردر نیویورکی با مسائل مختلفی باید دست و پنجه نرم کند./
نام:
ایمیل:
* نظر: